قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3559
تاريخ الفي ( فارسى )
بعد از آن باز در بهار پيچىييل ، مطابق شهور سنهء پانصد و نود و شش هجرى در سرحدّ « سآرى كهره چنگيز خان و اونگ خان به يكديگر رسيده مصلحت كرده ، بهاتفاق يكديگر عزيمت استيصال قوم تايچيؤت مصمّم گردانيدند . و در آن زمان مقدّم تايچيؤت ، انكقوهوقوچو و قوريل قويلدار بودند . توقتا بيكى كه از اونگ خان گريخته به « برقوجين » رفته بود نيز ، دو برادر خود : قودو « 1 » و اورچانگ « 2 » را با لشكرى بسيار به مدد تايچيؤت فرستاد . القصّه ، مجموع اقوام تايچيؤت در صحراى مغولستان به موضعى كه به « اونان » اشتهار دارد جمع شده بودند كه چنگيز خان و اونگ خان بر سر ايشان رفتند ، و نايرهء قتال و جدال اشتعال يافت . بعد از كشش و كوشش بسيار تايچيؤت هزيمت يافتند و لشكر چنگيز خان بر عقب تارقوتاى ، قيريلتوق و قويلدار دوانيده هرسه را در موضعى كه به « النكوت توداس » « 3 » اشتهار دارد به قتل رسانيد . و انكقوهوقوچو « 4 » و برادران توقتاى بيكى : قودو و اورچانگ بهاتّفاق گريخته به « برقوجين » درآمدند ، و قوريل « 5 » در ميان قوم نايمان رفت . و چون اكثر اقوام تايچيؤت كشته شدند و بعضى گريخته در قبايل تركستان متفرّق شدند ، قوم قتقين « 6 » و تايچيؤت با يكديگر جمع شده اقوام دوربان « 7 » و تاتار و قنقرات را با خود متّفق گردانيده با همديگر سوگندى كه ميانهء مغولان متعارف است و از آن بزرگتر سوگند در ميانهء ايشان نمىباشد ، خوردند . و طريق آن سوگند در ميانهء آن طايفه چنان است كه اسب ايغر « 8 » و گاو بوقا « 9 » و قوچ و سگ نر را بهاتفاق به شمشير بزنند و گويند « اى خدا ! و اى آسمان و اى زمين ! بشنويد كه ما چنين سوگند مىخوريم . و اينها اصل حيواناتاند . « 10 » اگر ما با سخن خود نرويم و عهد بشكنيم ، مانند اين حيوانات شويم . » القصّه ، آن قوم مذكوره اينچنين سوگند خورده متوجّه چنگيز خان شدند و پيش از آنكه ايشان بر سر چنگيز خان بيايند ، دىساچان نام شخصى از قوم قنقرات در خفيه كس نزد چنگيز خان فرستاده پيغام داد كه « اين جماعت با يكديگر سوگند خورده متوجّه جنگ تو شدهاند . واقف كار خود باش . » چون اين خبر به چنگيز خان رسيد ، با اونگ خان اتفاق كرده روى به دفع آن جماعت كرده در موضعى كه آن را « بويرناؤور » « 11 » گويند تلاقى فريقين دست داد و نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت . آخر الأمر ، نسيم ظفر و نصرت بر [ 196 الف ] پرچم علم
--> ( 1 ) . متن : قردو . ( 2 ) . متن : اوحايك . ( 3 ) . متن : لنكرت بوراين . ( 4 ) . خواجه رشيد الدين مىنويسد « معنى انكقوهوقوچو ، بسيار خشم است ؛ و مىگويند ابتداى فتنه و خصومت ميان چينگگيز خان [ - چنگيز خان ] و تايچيؤت ، او آغاز نهاده بود . » - جامع التواريخ ، ج 1 ، ص 372 . ( 5 ) . متن : قورين . ( 6 ) . متن : قنقين . ( 7 ) . متن : وونان . ( 8 ) . متن : اسب الغر . ( 9 ) . متن : قاد و بوقاد . ( 10 ) . جامع التواريخ : « . . . و اينها اصول و فحل اين حيواناتاند . . . » ( 11 ) . متن : بورنادر .